5. ترجمه‌ٴ رساله‌ٴ احكام نجوم ابن عزرا از فرانسه‌. پي‌يترو رساله‌ٴ ابن عزرا درباب علم احكام نجوم‌ را، كه هاگين دولاكرو در سال 1273 از عبري به فرانسه ترجمه كرده بود، از فرانسه به لاتيني‌ ترجمه كرد. قبلاً آن ترجمه‌ٴ فرانسه را هانري بات (سيزدهم ـ 2)، در حدود 1281 ـ 1292 به‌ لاتيني برگردانده بود؛ پي‌يترو آن را در سال 1294 ترجمه كرد و ترجمه‌ٴ لاتيني سومي توسط آرنولد كنكمپوايي در آغاز سده‌ٴ چهاردهم انجام گرفت‌.
دليلي در دست نيست كه پي‌يترو عبري مي‌دانسته‌، از سوي ديگر به‌خاطر معلومات‌ فرانسه‌ٴ او نمي‌توان نتيجه گرفت كه در آن زمان (1293) چند سالي را در پاريس يا فرانسه‌ گذرانده بود، چون در جاهاي ديگري مي‌توانست فرانسه ياد بگيرد، از قبيل پادوا، يا حتي‌ قسطنطنيه‌، زيرا زبان فرانسه در آن هنگام انتشاري بين‌المللي يافته و تنها تالي‌ِ زبان لاتين (يا عبري‌) بود.
6. رساله درباب زهرها
. رساله درباب زهرها و علاج آنها براي يك پاپ‌، احتمالاً يوحناي بيست‌ و دوم نوشته شده‌، كه در هفتم اوت 1316 به‌عنوان پاپ انتخاب شد. در اين صورت پي‌يترو دست كم تا 7 اوت 1316 زنده بوده است‌. رساله درباب زهرها در شش فصل است و شامل‌ رده‌بندي زهرها، تأثير آنها بر بدن‌، چگونگي حفظ بدن در برابر آنها، اثر و پادزهر تعدادي از زهرهاي مشهور و پادزهر كلي يا ترياق فاروقي‌. زهرها به ترتيب منشأ و حالتشان و ظرفيتشان رده‌بندي شده‌اند.1 همه‌ٴ اين مطالب با اخترگويي و عقايد خرافي گوناگون در آميخته‌. كتاب درباب زهرها، هم‌چنان‌كه مي‌توان انتظار داشت‌، محبوبيت بسيار زيادي كسب كرد و گواه آن تعداد فراوان نسخه‌هاي خطي است و اين مطلوب‌ترين كتاب پي‌يترو به شمار مي‌رفت‌.
7. قيافه‌شناسي‌.
در سال 1291 هنگامي كه پي‌يترو در پاريس بود كتاب قيافه‌شناسي خود را به‌ انجام رساند. مهم‌ترين مراجع استناد او ((بنيان‌گذاران‌)) اين فن يعني فيلمون‌، ارسطو، پولمون‌ (دوم ـ 1) و لوكسيوس و از مسلمانان‌، رازي‌، زكريا (؟) و ابن سينا هستند. او جنبه‌ٴ اخترگويي‌ مسئله را بسيار گسترش داده است‌.
8. ويرايش ترجمه‌ٴ لاتيني
كتاب الادويه‌ٴ ديسقوريدس‌. صرف‌نظر از تلخيص‌ها و اقتباس‌ها، دو ترجمه‌ٴ لاتيني از كتاب‌الادويه‌ٴ مفرده وجود داشت‌، يكي تحت‌اللفظي و ناويراسته كه از سده‌ٴ ششم كاملاً معروف بود، ديگري منسوب به قسطنطين افريقي (يازدهم ـ 2) منقّح‌تر و پاكيزه‌تر، حاوي بسياري اضافات و مرتب‌شده به‌ترتيب الفبايي‌. اين دومي‌، اولي را تحت‌الشعاع قرار داد و


1. مقايسه‌ٴ آن با ظرفيت به مفهوم شيميايي (والانس‌) كاري كه ثورندايك كرده‌، بسيار غير موجه است‌. ميان اين دو هيچ وجه اشتراكي جز نامشان نيست‌.